دل نوشته یک کارگر شهرداری دورود

نویسنده:محمد نیازی

یکی از دوستانم در شهری رویایی زندگی میکند،شهری درافق،به اسم دورود… شهری در دوردست ها که زیبایی و تمیزی خیابانهایش زبانزد خاص و عام است، شهری که نه هیچ کارگری حقوقش ۴ماه عقب می افتد، نه کسی برای زایمان همسرش لنگ بیمه ریخته نشده است و نه کسی برای درمان فرزندش وام میگیرد.

در این شهر،انقدر اوضاع اشتغال خوب است که کسی رای خود را نمیفروشد،انقد مسئولین پاکدستی دارد که کسی به فکر جیب خود نیست،کسی به دنبال پست و مقام و شهرت و شهوت و ثروت نیست،کسی به دنبال خوردن زمین های مردم نیست، خلاصه همه به فکر خدمت اند در انجا کارگر ها همه راضی و خندان،با عشق به کار خود مشغول شده و از زندگی خود لذت میبرند در دورود کسی معترض نیست، اگر هم اعتراضی باشد با صدایی بلند حرفشان را میزنند و مسئولین هم با گوش جان میشنوند.

آنجا شهر رویاهای من است، خوش بحال مردمش… اما در شهر من مریخ، اوضاع کمی فرق دارد. اینجا مردم از روی فقر و نداری با یک کارت شارژ رای خود را میفروشند. اینجا آنقدر وضعیت اشتغال نابسامان است که برخی مجبورند برای روزی حلال با تخصص های مختلف کارگر ساده شهرداری‌ شوند،آبیاری کنند،جوش بزنند،تادست خانواده‌شان جلوی کسی دراز نباشد.

شورای شهر ما در مریخ،با ورودشان به شهرداری هرکدام حداقل سی نیروی جدید و سفارشی را مشغول کار کرده و ۱۰ ها نفر را جابجا میکنند و دیگر کارگران هم که گویی وجود خارجی ندارند. شهرداری مریخ جایی برای افراد متخصص ندارد،هرکه نزدیکتر به مسئولین باشد مقام بالاتری خواهد داشت.

اینجا سکوت در برابر ظالم آنقدر زیاد است که گویی کسی جرات حرف زدن ندارد!، کسی جرات نقد کردن ندارد!، کسی جرات اعتراض ندارد!، چرا که هر لحظه ممکن است با اشاره یکی از اقایان اخراج شده و همین نان بخور نمیر را هم از دست بدهد. ای کاش که چنین نباشد…!

شنیده ام که به تازگی بعد از گذشت سه سال و نیم یکی از اعضای شورا میخواهد به دلیل موثر نبودنش درشهرانصراف دهد و دیگران به فکر تغییر در معاونتها افتاده اند! گویا میخواهند در ماه های پایانی حکومتشان با یک حرکت انتحاری دست نشانده های نالایق را جایگزین دست نشانده های لایقشان کنند! تازه اوضاع نابسامان شهر و کارگر ها و ناپدید شدن پول ها و…به کنار.

اینجا هیچ چیزش سر جایش نیست. کارگر های شهر داری حقوق به موقع ندارند، بیمه درستی ندارند، حتی برخی پول اجاره خانه هم ندارند،اما مجبورند که سکوت کنند. خلاصه بگویم: مریخ خیلی جای بدیست، اینجا همه به فکر کوچ کردن به دورود افتاده اند،ای کاش شهر ما هم مانند دورود بود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *